ای اشک دو چشمانم...از چه کوی خروشی؟
به چه سو میجوشی؟
داغ دل میدانی؟
!دل ما خونین است..
دل ما سیلاب کن!!
داغ دل رسوا کن !
ای اشک دو چشمانم آرام ببار
بگذار از یاد ببریم!!!
بگذار کوچ کنیم از این عشق تهی ..!!
دل من عهد ببند!!
فریما ۲۳/۸/۸۸
+
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388 20:21 توسط فریما
|
هر شب اين متن گاندي رو ميخونم بعد ميخوابم..!!!
من ميتوانم خوب بد وفادار فرشته خو يا شيطان صفت باشم
من ميتوانم تو را دوست داشته باشم يا از تو متنفر باشم من ميتوانم سکوت کنم نادان يا دانا باشم
زيرا من يک انسانم و اين صفات انسانيست
وتو هم به ياد داشته باش:
من نبايد چيزي باشم که تو ميخواهي
من را خودم از خودم ساختهام تو را ديگري بايد برايت بسازد
و تو هم به ياد داشته باش:
مني که من از خود ساخته ام آمال من است
تويي که تو از من مي سازي آرزوهايت يا کمبودهايت هستند
لياقت انسانها کيفيت زندگي را تعيين ميکند نه آرزوهايشان و من متعهد نيستم که چيزي باشم که تو ميخواهي و تو هم ميتواني انتخاب کني که من را ميخواهي يانه
ولي نميتواني انتخاب کني که از من چه مي خواهي
ميتواني دوستم داشته باشي همين گونه که هستم و من هم.
ميتواني از من متنفر باشي همين گونه که هستم و من هم
ميتواني از من متنفر باشي بي هيچ دليلي و من هم
چرا که ما هر دو انسانيم
اين جهان مملو از انسانهاست
پس اين جهان ميتواند هر لحظه مالک احساسي جديد باشد
تو نميتواني برايم به قضاوت بنشيني و حکمي صادر کني و من هم
قضاوت و صدور حکم بر عهده ي نيروي ماورايي خداوندگار است
دوستانم مرا همين گونه پيدا ميکنند و مي ستايند
من قابل ستايشم و تو هم
يادت باشداگر چشمت به اين دست نوشته افتاد
به خاطر بياوري:آنهايي که هر روز ميبيني و مراوده ميکني
همه انسان هستن و داراي خصوصيات يک انسان با ظاهري متفاوت
اما همگي جايزالخطا
نامت را انساني باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت ظاهرهاي متفاوتشان شناختي
و يادت باشد که کاري نه چندان راحت است
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.
تو رو خدا يکي بياد به سوال هاي من جواب بده من و توجيح کنه....
امشب با اين سوالهاي که تو ذهنمه خوابم نميبره...داره کلافم ميکنه..
اولا من با عشق و عاشقي مشکل دارم.. خيلي چيزا رو نميتونم باور کنم
از نظر من عشقاي امروزي يه نيازه ...!!وقتي هم که به نيازت جواب مثبت بدي ..کم کم برات ميشه يه عادت..!!!
مثل يه اعتياد...ترکش کار هر کسي نيست
وقتي خدا تو قرآنش تاکيد زيادي داره که اين جور رابطه ها گناهه؟؟پس چرا گناه؟؟چرا الکي واسه خودمون توجيح هاي بي دليل صادر ميکنيم؟
يه بار امتحان کنيد يه نفرو که خيلي دوسش داريد ...مدام به خودتون تلقين کنيد ازش متنفريد...
همش تو دلتون از بدياش بگيد حتي اگه بدي هم نداره شما پيش خودتون بدي ازش بسازيد...
بعد از يه مدتي واقعا ازش متنفر ميشيد ..!!
يه بار هم از کسي که فکر ميکنيد دوسش داريد مدام از خوبياش بگيد مدام بهش حرف هاي عاشقونه بزنيد
بعد از يه مدتي احساس ميکنيد که واقعا دوسش داري!!از خودت بي خود ميشي!!آهنگ هاي ابي و داريوش و شادمهر و...گوش ميدي و خودتو جاي اون عاشق ميزاري
و کلا اختيار خودتو ميدي دست اين اشعار
"..آغوشتو به غير من به روي هيچکي باز نکن منو از اين دلخوشيا آرامشم جدا نکن من براي با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر ميکشم من و تو آغوشت بگير....
اين آهنگ و انقدر قشنگه ..آدم بي اختيار خودشو در گير شعرش ميکنه و خودشو شبيه اين آهنگ ميسازه
.
من خودم همينم....!!!شمارو نميدونم!!!؟؟
پس قدرت اختيارو انتخاب آدما کجا رفته؟ مگه ما انسان نيستيم چرا خيلي راحت بي اراده ميشيم چرا بايد تصميم ديگران رومون اثر بزاره؟
چرا خودمونو درگير عقايد بي مورد ديگرن ميکنيم؟چرا خودمون انتخاب نمي کنيم؟چرا همه چيزو
ميسپاريم دست احساسمون؟چرا به عقل نمی سپاريم؟
پ.ن: همه اینارو گفتم که بگم به زبان عامیانه هر جور عشقت میکشه میتونی باشی فقط کافیه اراده کنی!!چون تو انسانی!!
پ.ن:دلم واسه همتون تنگ شده خیلی عذر میخوام که سر نمیزنم یا دیر به دیرآپ میکنم آخه دارم واسه کنکور میخونم!!
پ.ن: نرگس دخی خاله ای مثل همیشه بیا حرفای منو واسم توجیه کن!!
نرگس خیلی دوست دارم بووووووووووووووووووووووس
پ.ن: شاید هنوز بچم هنوز نمیفهمم عشق و عاشقی یعنی چی؟؟(۱۸ سالمه
)
پ.ن : من حرف دلمو زدم و هدفی نداشتم من از قدرت انسانها نوشتم
پ.ن: ماه رمضان هم اومد ماه خیلی قشنگیه قدرشو بدونید
+
نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388 4:43 توسط فریما
|
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می شه کرد؟
کاری از ما نمی یاد زاری بکن
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
قصه گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بزارم
تا قیامت اشک حسرت ببارن
دل هیشکی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمام اشکشو کم می یاره ؟
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه و ماتمه
فرصت موندمون خیلی کمه
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه غرق به خون
قصه موندن آدم همینه
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
تا قیامت دل من گریه می خواد

پ.ن : بابای جوون من هم رفت و دیگه هیچ وقت نمی یاد ، تا قیامت ...
+
نوشته شده در جمعه 19 تیر1388 19:58 توسط فریما
|